مراد على شمس
230
با علامه در الميزان ( فارسى )
ديده مىشود كه چون محو شده خوب خوانده نمىشود ، البته بر ديوار عكس سگى هم كه با رنگ قرمز و زينتهاى ديگرى آراسته شده ديده مىشود . و بر بالاى غار آثار صومعه « بيزانس » هست كه از گنجينهها و آثار ديگرى است كه در آنجا كشف گرديده است و معلوم مىشود بناى اين صومعه در عهد سلطنت « جوستينوس » اوّل يعنى در حدود 418 - 427 ساخته شده و آثار ديگرى كه دلالت مىكند اين صومعه يك بار تجديدبنا يافته است و مسلمانان آن را پس از استيلاى بر آن ديار مسجدى قرار دادهاند . چون مىبينيم كه اين صومعه محراب و مأذنه و وضوخانه دارد ، و در ساحت و فضاى جلو در اين غار آثار مسجد ديگرى است كه پيداست مسلمين آن را در صدر اسلام بنا نهاده و هرچندى يك بار مرمت كردهاند و پيداست كه اين مسجد بر روى خرابههاى كليسايى قديمى از روميان ساخته شده ، و اين غار علىرغم اهتمامى كه مردم بدان داشته و عنايتى كه به حفظش نشان مىدادهاند ، آثار موجود در آن از اين اهتمام و عنايت حكايت مىكند غارى متروك و فراموش شده بوده ، و به مرور زمان خراب و ويران گشته تا آنكه اداره باستانشناسى اردن هاشمى اخيرا درصدد برآمده كه در آن حفارى كند و نقب بزند و آن را پس از قرنها خفاء از زير خاك دوباره ظاهر سازد . « 1 » در آثارى كه از آنجا استخراج كردند شواهدى يافت شده كه دلالت مىكند كه اين غار همان غار اصحاب كهف است كه داستانش در قرآن كريم آمده .
--> ( 1 ) . اين حفارى و اكتشاف در سال 1963 م مطابق با 1342 ه ش اتفاق افتاد ، و دربارهء آن كتابى به قلم بانى آن كار ، فاضل ارجمند آقاى « رفيق وفادجانى » به نام كتاب « اكتشاف كهف اهل كهف » در سال 1964 منتشر شد كه در آن مساعى اداره باستانشناسى اردن و مشقاتى كه در نقب و جستجو تحمل نمودند به تفضيل بيان نموده . ( پاورقى الميزان ؛ مترجم )